معرفی وبلاگ
دانلود بهترین و پر فروش ترین کتاب های مدیریتی، انگیزشی، نایاب، بازاریابی و فروش، هوش هیجانی، زبان بدن، EQ
صفحه ها
دسته
اکونومیست فارسی
پوشاک
مقالات لوازم خانگی
dbooks
homeapp.ir
ENGpartner.com
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 18854
تعداد نوشته ها : 119
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem248

هر کسی در درون خود تمساحی دارد ، با آن گفتگو کنید

برخلاف آنچه ما فکر می کنیم. ما یک مغز نداریم. ما سه مغز داریم که هم کارکردهایشان، هم عمرشان، هم جای شان در داخل جمجمه متفاوت است.


مغز قدیم یا تمساح وحشی


ما یک مغز قدیمی داریم که آن را مغز خزندگان (تمساح وحشی) می نامند. تمساح، چشم، گوش، قلب و ... دارد. می‌تواند فرار کند و پنهان شود. حمله کند و شکار کند. کار اصلی این قسمت از مغز نیز برای همین فعالیت هاست: حفظ بقا و مدیریت نیازهای حیاتی. همین الان شیئی به سمت شما پرتاب می شود. یا جاخالی می دهید، یا دستتان را سپر می کنید. برای اینکه این واکنش را نشان دهید، آیا آنالیز منطقی انجام دادید و سپس از بین بیست گزینه انتخاب کردید؟ نه! واکنش غریزی و سریع، کار مغز تمساح شماست.

مغز قدیمی هزاران سال پیش بوجود آمده و هنوز سرجایش است.

مغز پستاندار (گاو احساسی)

مغز دوم وظیفه لذت، شادی، خوش گذرانی، ناراحتی، عشق، نفرت و دیگر احساسات و هیجانات ما را بر عهده دارد. چون پستانداران نسبت به دیگر حیوانات عاطفی ترند، این قسمت را نام گذاری کرده اند به مغز پستاندار. این تفکر که ما میتوانیم بدون عواطف تصمیم گیری کنیم، از پایه باطل است. تقریبا برای اتخاذ هر تصمیمی، از مغز عاطفی خود استفاده میکنیم. در یک تحقیق علمی، فردی که در اثر یک حادثه، مغز دوم خود را از دست داده بود، حتی قادر نبود که غذای مورد نظر خود را انتخاب کند. او می توانست اسامی غذاها را بخواند، بشناسد و در مورد آن ها توضیح دهد اما از انتخاب ناتوان بود.

پستانداران نسبت به دیگر حیوانات عاطفی ترند

مغز جدید (انسان منطقی)

مغز جدید یا نئوکورتکس، قسمت بیرونی مغز را تشکیل می دهد. وظیفه مغز جدید، پردازش مطالب و تحلیل و حل مسائل است. هم اکنون که شما در حال مطالعه این نوشته هستید، این مغزتان فعال است، اطلاعات را می گیرد و دسته بندی می کند و علاوه بر اینکه به شما قدرت حل مسایل پیچیده را می دهد، بلکه بعد از هر حل مساله، شما را هوشمندتر می کند. پیش بینی آینده، سناریو پردازی و تصمیم گیری استراتژیک دقیقا کار همین مغز است. این مغز، جوان ترین عضو خانواده است. آخرین باری که دیده اید یک گاو سناریوپردازی کرده باشد کی بوده است؟

مغز جدید یا نئوکورتکس، قسمت بیرونی مغز را تشکیل می دهد

تحلیل و تجویز راهبردی

در واقع باید اعتراف کرد که مغز تمساح ما، از دو قسمت دیگر بسیار قوی تر است. کافیست یک دقیقه راه تنفس خود را ببندید، خواهید دید که چگونه مغز تمساح با خشونت وارد عرصه میشود و دستور می دهد به هر شکل ممکن راه تنفستان را باز کنید. زمانی که در واکنش به یک انتقاد سریعا واکنش شدید نشان می دهیم در اصل مغز تمساح، اختیار ما را به دست گرفته است چرا که حس می کند بقای ما در خطر است.

تمساح درون ما زندگی حیوانی ما را به خوبی پیش می برد. تداوم فعالیت های ناخودآگاه مثل تنفس (برای همین مغز تمساح ما خواب ندارد)، تولید مثل و حفظ همنوع برای بقای نسل، ایجاد حریم امن (جنگیدن بر سر منطقه تحت کنترل)، حفظ قوانین حیاتی (برای پرهیز از خطرهایی که قبلی ها را از بین برد). بهمین خاطر سلطه طلبی، تعیین مرز، خشونت و نژادپرستی بین حیوان و انسان مشترک است.

دو مورد از مهم ترین نکاتی که از مغزهای سه گانه می آموزیم این است که:

اگر مغز قدیم (تمساح) خود را کنترل نکنیم، این مغز مانع پیشرفت و نوآوری است چرا؟ به خاطر ترس از ورود به دنیای ناشناخته اجازه آغاز کار جدید را نمی دهد. مغز تمساح تا جایی که می تواند نمی گذارد شرایط جدید اتفاق بیافتد: آشنایی با یک دانش جدید، شروع یک زندگی مشترک جدید بعد از طلاق، آغاز یک کسب وکار نوین و کنار گذاشتن شغل بی فایده قبلی باشد. پس اولین کار این است که از طریق مغز انسان منطقی خود با تمساح درون خود وارد گفت و گو شویم و ریسک ها و موانع را شناسایی کنیم و برای تمساح درون خود امنیت ایجاد کنیم. 

فقط ما مغز قدیمی نداریم. بلکه دیگران نیز تمساح وحشی درون دارند. بنابراین باید آن ها را نیز همراه خود کنیم. پیشنهاد ما باید سه بخش داشته باشد: الف) منافع پیشنهاد ما برای طرف مقابل چیست؟ ب) اگر همراه ما نشوند و پیشرفت و نوآوری نداشته باشند دچار چه مخاطراتی می شوند (برای فعال کردن حس تلاش برای بقا) و ج) چه کار می کنیم که ریسک ها کمترین خطر را داشته باشند که (برای غیرفعال کردن حس ترس و ایجاد حس امنیت در تمساح درون طرف مقابل)

خداوند در کتاب آسمانی فرمود برخی آنقدر سقوط می کنند که مانند چهارپایان می شوند و برخی حتی بیشتر از آنان سقوط می کنند. خداوند انسان را با سه مغز آفریده است. حیف است که فقط از گاو احساسی خود و مغز تمساح وحشی خود استفاده کنیم. آن دو مغز مهم هستند اما بدون به کار بردن مغز انسان منطقی، انسانیت ما ناتمام است.

مجتبی لشکربلوکی

متن استراتژیک در مورد پاندای کنگ فو کار و علی کوچولو


همانطور که می دانید در زمان نوشتن این متن، علی کوچولو، پسر شبکه یک دهه 60 ی ها، به همراه همسر خود به شبکه من و تو در آمریکا پیوست.
ما به قهرمان ها عشق می ورزیم و از آن ها الهام می گیریم. چه این قهرمان ها واقعی (رونالدو یا لیونل مسی) باشند یا خیالی (سوباسا و کاکرو). اما مشکل این جاست که اکثر قهرمان های ما هم وارداتی هستند. چرا؟ دست کم به دو دلیل:
1 - توانایی در لجن مال کردن قهرمان های واقعی: هر شخصیت تاریخی یا معاصری را که در نظر بگیرید به ترفندی به چیزی متهمش کردیم. یکی را به داشتن گرایش چپ متهم کردیم، یکی را به فراماسونری، دیگری را به رژیم قبلی، یکی را به تندروی یکی را به رشوه متهم کردیم دیگری را ... فقط کافیست به عاقبت نخست وزیران و روسای جمهور صد سال اخیر نگاه کنید.
 
2 - ناتوانی در تولید قهرمان های خیالی: وقتی به خاطرات دوران کودکی خود مراجعه می کنم ذهنم پر می شود از شخصیت های کارتونی اما وقتی به شخصیت های کارتونی وطنی نگاه می کنم. چیزی جز علی کوچولو و مدرسه موش ها و زی زی گولو و خانه مادربزرگه و چاق و لاغر به ذهنم نمی آید و هیچ کدام از آن ها را نیز نمی توان قهرمان نامید. بگذارید سرسری و رندوم چند کارتون را با یکدیگر مرور کنیم و حافظه شما را کمی قلقلک بدهم: لوک خوش شانس، بامزی، واتو واتو، سوپرمن، اسپایدرمن، بتمن، جیمبو و چوبین. اگر هیچ کدام از این ها را هم به خاطر نیاورید دیگر پسر شجاع را نمی توانید انکار کنید! می بینید این ها قهرمان ها هستند. متاسفانه ما در حوزه تولید قهرمان های خیالی هم ناتوانیم. علی کوچولوی ما زیر وزن سوپرمن له شده است.
بخشی از شخصیت ما، حاصل قهرمان های خیالی دوران کودکی ماست که در انیمیشن ها دیده ایم. به عنوان مثال کارتون پاندای کونگ فو کار را در نظر بگیرید. قهرمان داستان پاندایی بنام «پو» است، که زیر نظر استادی بنام «شیفو» آموزش دیده و پرورش می یابد. آموزه های نهفته در این انیمیشن با چنان ظرافتی به مخاطب القا می شود که هیچگونه مقاومتی را در مخاطب ایجاد نمی کند. چند آموزه کلیدی آن را با هم مرور کنیم:
1 -  ایجاد هم ذات پنداری در مخاطب: پاندا حیوانی است که به لحاظ فیزیکی تندی و چالاکی ذاتی ندارد (موجودی چاق و شل و ول!) لذا برای مخاطبینی که از ابتدا در خود توانایی و استعدادی را حس نمی کند، امیدبخش است.
2 -  پیشرفت تدریجی: پو از ابتدا فاقد هرگونه استعداد ویژه ای است و در افت وخیز ماجراهای داستان پرورش می یابد
3 -  زانو زدن در برابر مربی باتجربه: برخورداری از آموزش های استادی با تجربه بنام «شیفو» که در بزنگاه چالش های مهلک به یاری پو می آید.
4 -  رسمیت بخشیدن به تنوع: دوستان پو از چندین حیوان مختلف که دارای توانایی های متفاوتی هستند تشکیل می شوند که هر کدام در زمینه ای خاص  مهارت دارند.
5 - سکوت و تنهایی: در قسمت های مختلف، مشکلاتی برای پو بوجود می آید، که در ابتدا غیر قابل حل به نظر می رسند اما پس از جدا شدن پو از اجتماع و تفکر در خلوت خویش راه حل غلبه بر مشکل را می یابد.
6 - دوباره برخاستن و امیدواری: بارها و بارها پو و هم تیمی هایش از دشمنان شکست می خورند، اما با قرار گرفتن یک نفر در مسیر داستان و تولد دوباره امید، باعث تلاش مجدد دیگران و غلبه بر مشکل می شود.
7 - نفی رئیس محوری: تفکیک شخصیت پو به عنوان قهرمان داستان از کاراکتر شیفو به عنوان رهبر گروه یکی دیگر از آموزه های این کارتون می باشد. نیازی نیست رهبر تیم الزاما قهرمان گروه باشد.
8 -  نفی تک محوری: در قسمت های مختلف داستان هر بار یکی از اعضای گروه منجی گروه می شود و بدین شکل زمینه فرد محوری کمرنگ می شود.

تجویز راهبردی:

ما به قهرمان ها نیاز داریم. جامعه بی قهرمان، جامعه افسرده و قد کوتاه است. از قهرمانان خود محافظت کنیم و زمینه رشد قهرمانان را فراهم کنیم. نقد خوب است چرا که باعث جلوگیری از اسطوره سازی های بی مورد می شود اما لجن مالی موضوع دیگری است.
1 -  صدا و سیمای ملی فقط به تولید فیلم و سریال و انیمشین برای سرگرمی فکر نکند. تولید قهرمانان خیالی و معرفی قهرمانان واقعی باید در دستور کار این سازمان قرار بگیرد. صدا و سیمای ملی از خودش بپرسد در طول دهه اخیر چه کاراکتری را تولید کرده ام که بچه ها حاضرند تصویر آن را روی دفتر و کتاب و مدادشان حک کنند؟ فعلا متاسفانه جواب هیچ است، هیچ!
2 -  کودکمان را با تلویزیون تنها نگذاریم سعی کنیم از همان ابتدا بداند که تماشای تلویزیون محدودیت زمانی دارد و همچنین محدودیت موضوعی. از کودکی انضباط را به او بیاموزیم. همان قدر که در مورد مدرسه و غذایش حساسیت داریم در مورد فیلم ها و قهرمان هایش حساسیت به خرج دهیم.
3- با کودک در مورد انیمیشن ها گفتگو کنیم. با گفتگو کمک کنیم تصویری بهتر از قهرمان ها و ایدئال ها در ذهنش شکل بگیرد.

خداوند در کتاب آسمانی فرمود در غذای  خود تامل کنید. مواظب باشیم چه چیزی را به خورد قلب و مغز خود و کودکان مان می دهیم.

مجتبی لشکربلوکی
 
X